وقتی در تله گیر می افتیم

نفیسه مجیدی زاده:یک وقت هایی آستین لباست به دستگیره در گیر می نماید. معمولاً وقتی عجله داری این اتفاق می افتد؛ خُب می توانی رهایش کنی. یک وقت هایی سی دی توی دستگاه گیر می نماید، می توانی بیرونش بیاوری یا دستگاه را خاموش کنی. یک وقت هایی خودت روی یک موضوع گیر می کنی، این قدر به آن فکر می کنی که یا به نتیجه می رسی و یا کلافه می شوی.

وقتی در تله گیر می افتیم

اما وقت هایی هم هست که افرادی روی تو حساس می شوند و به اصطلاح به تو گیر می دهند؛ مثلاً وقتی به مدرسه می روی یکی از دبیرها یا معاون ها به رفتار تو گیر می دهند؛یا در تابستان ممکن است یکی از اعضای خانواده روی بعضی رفتارها و یا کارهای تو تمرکز کند. در این حالت انگار در تله افتاده ایم و فقط خودمان می توانیم با رفتار مناسب به خودمان یاری کنیم تا از تله خارج شویم؛ رفتاری که بتوانیم خودمان را ثابت کنیم و درعین حال آن ها را از نگرانی بیرون بیاوریم. چون معمولاً تمرکز و یا گیردادن اعضای خانواده، نشانه دوست داشتن و نگرانی آن ها درباره مسئله ای است که فکر می نمایند ما به آن بی توجه بوده ایم.

  • گیرهای تابستانی

به هرحال این تله ای است که ممکن است هر کدام از ما بارها در آن افتاده باشیم و هنوز هم احتمال افتادن در چنین تله ای پیش روی ماست. معمولاً این حساسیت ها یا بهتر بگوییم گیرها بیش تر روی مواردی است که سخت مورد علاقه ماست.

  • معضلی به نام گوشی

باربد: سال جاری پدرم تمام تابستان به گوشی من گیر داده است.

اوایل به اتاقم می رفتم و در را می بستم و تا پدرم می آمد گوشی را کنار می گذاشتم؛ اما دیدم حساس تر شده است. حالا یک راهکار پیدا نموده ام، اول کارهایی را انجام می دهم که برای او اهمیت دارند. مثلاً تمرین زبانم را حل می کنم و کمی کتاب می خوانم، بعد سراغ گوشی می روم. این طوری کم تر ناراحت می گردد.

  • بخواب، نخواب

هستی: گیر همیشگی مامان و بابای من این است که چرا این قدر می خوابی؟ و چرا این قدر سرت توی گوشی است.

من همواره برای خواب قانعشان می کنم که ما 9 ماه سال، هفت صبح بیدار می شویم و مدرسه می رویم؛ حالا اگر سه ماه زیادبخوابیم چیزی نمی گردد! ولی برای گوشی، هنوز هیچ دلیل قانع نماینده ای پیدا ننموده ام.

نگار: من شب های تابستان، معمولاً تا صبح بیدارم؛ چون صبح فرصت دارم که بخوابم. برای همین از سکوت شب استفاده می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می بینم؛ اما پدر و مادرم از این موضوع ناراحت بودند و کلاً گیر می دادند که شب ها باید زودتر بخوابم.

راهکاری هم نبود، اوایل سعی می کردم خیلی بی سروصدا بیدار بمانم، بعد هم ناچار شدم بسیاری از شب ها زود بخوابم.

  • یک بازی جدی

علی: سال جاری دستگاه پی اس4 خریدم، اما در فصل مدرسه نتوانستم خیلی بازی کنم. به خاطر همین تابستان، خیلی بازی می کردم؛ همین پدرم را حساس کرد. او هیچ کاری به من نداشت، اما به محض این که سراغ بازی می رفتم، باید درباره نمره های ترم اول پارسال هم شرح می دادم.

  • من و دوستانم

نگین: درباره این موضوع می توانم سه چهار ساعت کامل صحبت کنم. ولی بیش ترین ناراحتی شان این بود که چرا این قدر می خواهم در تابستان دوستانم را ببینم.

البته با آن ها صحبت کردم که آدم در تابستان بیش تر به دوستانش احتیاج دارد؛ چون آن ها هم سن ما هستند و وقت بیکاری ما در تابستان زیاد است و بودن با آن ها باعث می گردد در تعطیلات تابستان به ما بیش ترخوش بگذرد و...

  • خودتان حل کنید

اعتراض مداوم به صحبت کردن با تلفن، استفاده زیاد از گوشی و اینترنت، بازی های رایانه ای، فست فود! خواب و تمرین های زبان، بیش ترین مواردی بود که نوجوانان مطرح کردند.

الهام پاک، کارشناس روان شناسی و مشاور در این باره می گوید: اگر احساس می کنید والدین، شما را کنترل می نمایند و یا به قول خودتان به شما گیرداده اند، فقط این خود شما هستید که می توانید اوضاع را عوض کنید.

بنابراین در زمان هایی که به شما گیر می دهند سعی کنید با احترام برخورد کنید و اصلاً عصبانی نشوید. هر چه احترام بگذارید آن ها را با خود همراه تر می کنید و اگر از قبل دل خوری دارید یا تجربه بدی در این زمینه دارید، به جای فاصله دریافت و سرد شدن روابطتان، با آن ها صحبت کنید و حتی اگر نمی توانید صحبت کنید، از شبکه های اجتماعی و یا پیامک بهره ببرید.

درهرحال اگر صددرصد هم حق با شما بود، با والدین خود با احترام صحبت کنید و بعد در زمان دیگری که مناسب بود، موضوع را با آن ها در میان بگذارید.

منبع: همشهری آنلاین

به "وقتی در تله گیر می افتیم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "وقتی در تله گیر می افتیم"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید